ارتباط بین رشته ای بسیار کلیدی و مهمی بین روانشناسی و خوردن وجود دارد.

اهمیت این ارتباط برای من بعد از 17 سال کار مشاوره و رژیم درمانی بیش از پیش پر رنگ است. به همین جهت از اولین سوالاتی که با اکثر مراجعینم در میان می گذارم اوضاع روحی، روانی شان است، اینکه چقدر خوش حال است، چقدر با خودش در صلح است، و اینکه چقدر رضایت مندی دارد! این سوالات به واقع نقطه عطف بسیار طلایی در گره خوردن رابطه ام با مراجعین است.

هرچند او برای تغذیه جسم نزد من آمده، اما تا وقتی که تغذیه فکر و جانش نابسامان است، سامان دهی تغذیه جسم بر پایه ای سست خواهد بود ….

قطعا انقدر که راجع به طبع و مزاج و سردی و گرمی غذاها مطلب شنیده اید در مورد روان شناسی خوردن مطلب نشنیده اید.

روانشناسی خوردن

حال آنکه آنچه شما می خورید اثر مستقیم بر عملکرد مغز و ذهن شما دارد و شرایط روحی و روانی شما ارتباط مستقیم با انتخاب ها و رفتارهای غذایی تان دارد.

به علاوه تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک در حین بلوغ، بارداری و شیردهی و در برخی بیماری های که منشاء اختلالات هورمونی دارند، نظیر سندرم تخمدان پلی کیستسک و یا مقاومت به انسولین، این موضوع پیچیدگی و اهمیت بیشتری پیدا می کند .

روان شناسی خوردن فقط محدود به اختلالات خوردن مثل پرخوری عصبی یا بی اشتهایی عصبی نیست. بلکه هر متخصصی که بر سلامت روان افراد کار می کند نیز باید بر الگوهای دریافت غذایی فرد و انتخاب های غذایی که بر علمکرد سیستم های عصبی-هورمونی مغز که تنظیم کننده احساسات، عواطف و پاسخ های هیجانی هستند نیز توجه داشته باشد.

الگوی غذایی مدیترانه، مصرف کالری کافی، ورزش و یادگیری، فاکتورهای مهمی هستند که بر ساخته شدن نورون های جدید مغزی و سلامت روان ما تاثیر اثبات شده ای دارند.

پس وقتی رژیم غذایی شما تنظیم می شود توجه به مهمترین فاکتورهای تغذیه ای مثل نوع روغن دریافتی، محدودیت قند و شکر و عوامل التهاب زا و محدودیت معقول کالری برای سلامت روان، حتما لحاظ می گردد.

در این بخش به زودی معرفی کتاب و منابع بیشتر خواهیم داشت.